۸ نتیجه برای تصویر بدن
مهتا اسکندرنژاد،
دوره ۲، شماره ۲ - ( ۱-۱۳۹۲ )
چکیده
مقدمه: تصویر بدنی مفهوم پیچیدهای است که در بردارنده عوامل بیولوژیکی، روانشناختی، درونی و عوامل اجتماعی خارجی است. پژوهش حاضر با هدف تعیین همبستگی تصویر بدنی و میزان فعالیت بدنی در زنان و مردان با توجه به سطوح مختلف شاخص توده بدنی انجام شد.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بوده که ۲۶۴ نفر به عنوان نمونه به صورت تصادفی خوشهای طبقهای از مدرسین و کارکنان دانشگاه تبریز انتخاب شدند و پرسشنامههای اطلاعات فردی و جمعیت شناسی، تصویر بدنی "رتبه بندی نیمرخ شکل" (Silhouette Figure Rating) و "میزان فعالیت بدنی" (Physical Activity Rate) را تکمیل کردند. در طراحی مقیاس رتبه بندی نیمرخ شکل، روایی همزمان آن با شاخص توده بدنی ۷۱/۰ و پایایی به روش آزمون مجدد ۷۸/۰ گزارش شده است. در این پژوهش نیز روایی همزمان آن با شاخص توده بدنی ۷۰/۰ به دست آمد. دادهها با استفاده از SPSS نسخه ۱۸ تحلیل شد.
یافتهها: ۳/۳۳ درصد زنان و ۸/۴۸ درصد مردانی که دارای وزن طبیعی بودند، ادراک صحیحی از تصویر بدنی خود داشتند. همچنین یافتهها نشان داد که تصویر بدنی ۶۳ درصد و ۴۹ درصد واریانس شاخص توده بدنی را به ترتیب در زنان و مردان تبیین میکند. نتایج نشان داد که بین شاخص توده بدنی و تصویر بدنی در زنان (آزمون قطعی فیشر=۸۴/۵۸ و ۰۰۰۱/۰>P) و مردان (آزمون قطعی فیشر=۱۸/۷۴ و ۰۰۰۱/۰>P) همبستگی معناداری وجود دارد. تابع تشخیص به دست آمده در این پژوهش ۸/۵۹ درصد افراد (۱۵۸ نفر از ۲۶۴ نفر) را به درستی دسته بندی کرده بود.
نتیجهگیری: افراد چاق بیشترین و افراد با وزن طبیعی کمترین درک صحیح را از شکل بدنی خود دارند، به طوری که تقریباً نیمی از افراد با وزن طبیعی خود را کمتر و یا بیشتر از وضعیت واقعی درک میکنند. انجام پژوهش هایی با سایر روشهای سنجش تصویربدنی، میزان فعالیت بدنی و چربی بدنی در گروههای سنی مختلف پیشنهاد می شود.
کریم آزالی علمداری، سمیه آذریان، بهروز قربانزاده، فرهاد خوشنویس،
دوره ۵، شماره ۳ - ( ۲-۱۳۹۵ )
چکیده
مقدمه: ارزیابی نگرش به فرم بدن و مقدار تحسین بدن در زنان در حال ورزش و غیرفعال میتواند در ترغیب برای مشارکت در ورزش سودمند باشد. این مطالعه با هدف تعیین فرم بدن و تحسین بدن در زنان غیرفعال و در حال ورزش شهر تبریز در سال ۱۳۹۴ انجام شد. مواد و روشها: این مطالعه توصیفی بر روی ۴۵۳ نفر از زنان تبریز به روش گلوله برفی انجام شد. ۱۳۳ زن در حال ورزش و ۳۲۱ زن غیر ورزشکار پرسشنامههای "رفتار تمرینی" (Exercise Behavior) و "سیاهه اختلال بدشکلی عضله" (Muscle Dysmorphic Disorder Inventory: MDDI)، "مقیاس تصویری رتبه بندی فرم هیکل" (Photographic Figure Rating Scale: PFRS) و "مقیاس تحسین بدن" (Body Appreciation Scale: BAS) را پس از ارزیابی رواییصوری و پایایی آنها (آلفای کرونباخ به ترتیب برابر با ۸۴/۰، ۸۲/۰، ۸۳/۰ و ۷۹/۰) تکمیلکردند. دادهها با نرمافزار اسپیاساس نسخه ۲۱ تحلیل شدند. یافتهها: جثه تصوری اکثر آزمودنیها کوچکتر از جثه واقعی و مقدار تحسین بدن (۸۱/۰±۴۵/۳) بالاتر از حد متوسط بود (۰۵/۰>P). اکثر زنان در حال ورزش دارای اضافه وزن (۸/۳۶ درصد) و یا چاق (۴/۵۰ درصد) بودند و شاخص توده بدن آنها بالاتر از غیر ورزشکاران بود (۰۵/۰>P). نتیجهگیری: اکثر زنان تبریز لاغر انگار هستند و این تصور غیر واقعی از اندازه جثه شاید یک عامل بازدارنده برای ورزش و کاهش وزن باشد. تشویق و مشارکت زنان چاق و دارای اضافه وزن در ورزش بیشتر از سایر ردههای وزنی پیشنهاد می شود.
مهتا اسکندرنژاد، پریسا ابراهیمیان،
دوره ۵، شماره ۶ - ( ۹-۱۳۹۵ )
چکیده
مقدمه: تصویر بدنی تجسم درونی از ظاهر بیرونی فرد است که درک نامناسب و نارضایتی از آن میتواند به مشکلات مختلفی منجر شود. پژوهش حاضر با هدف تعیین همبستگی رضایت از تصویر بدنی زنان و ویژگیهای جمعیت شناختی با نقش مشارکت ورزشی شهرستان بوکان در سال ۱۳۹۳ صورت گرفته است.
روش کار: این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی است. ۱۳۰ شرکت کننده، حاضر به همکاری (۶۵ نفر از افراد نمونه ورزشکار و ۶۵ نفر دیگر غیر ورزشکار بودند) از زنان شهرستان بوکان با محدوده سنی ۲۰ تا ۳۰ سال بودند که به روش نمونهگیری غیرتصادفی مرحلهای، وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه جمعیت شناختی و "پرسشنامه روابط چند بعدی خود – بدن" (Multidimensional Body-Self Relations Questionnaire: MBSRQ) با آلفای کرونباخ ۰/۶۹و روایی همزمان ۰/۶۰در مطالعه حاضر بدست آمد. تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس نسخه ۲۰ انجام شد.
یافتهها: همبستگی پیرسون نمره کلی تصویر بدنی با سن (۰/۳۹-)، وزن (۰/۲۹-) و سابقه تأهل (۰/۳۹-)، به صورت معکوس و با سابقه مشارکت ورزشی (۰/۶۳) و قد (۰/۳۱) به صورت مستقیم معنادار است. همچنین میتوان تا حدود ۴۶ درصد واریانس نمره تصویر بدنی را از روی متغیرهای پیش بین در زنان تبیین کرد و سابقه مشارکت ورزشی و پس از آن وزن بهترین پیش بینی کننده از تصویر بدنی بود. بین تصویر بدنی و خرده مقیاسهای آن در دو گروه فعال و غیرفعال تفاوت معنی داری (۹/۳۵۰= t ، ۰/۰۱≥ P) مشاهده شد.
نتیجه گیری: بین افراد فعال از نظر جسمانی با گروه غیرفعال تفاوت معنی داری در تصویر بدنی مشاهده شد و در این مطالعه مشارکت ورزشی بهترین پیش بینی کننده تصویر بدنی بود. لذا مشارکت در فعالیت بدنی به منظور بهبود رضایتمندی از تصویر بدنی پیشنهاد میشود.
مهدیه رحمانیان، ربابه نژاد علی، محمد اورکی،
دوره ۷، شماره ۴ - ( ۶-۱۳۹۷ )
چکیده
مقدمه: امروزه پرخوری روانی یکی از اختلالات روانشناختی شایع میباشد که شناخت، هیجانات و رفتارهای افراد مبتلا را مختل مینماید. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی "درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد" بر تنظیم شناختی هیجان و نگرانی از تصویر بدن زنان مبتلا به پرخوری روانی انجام شد.
روش کار: این پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری این پژوهش را ۱۶۰ زن دارای اختلال پرخوری روانی تشکیل دادند که به مراکز مشاوره شهر مشهد در سال ۱۳۹۵ مراجعه کرده بودند. نمونه این پژوهش شامل ۳۰ نفر از زنان مبتلا به اختلال پرخوری روانی بودند که به شیوه نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهطور تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل "پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گرنفسکی" (Garnefski Cognitive Emotion Regulation Questionnaire) و "سیاهه نگرانی از تصویر بدن لیتلتون" (Littleton Body Image Concern Inventory) بود. پایایی ابزارها به روش آلفای کرونباخ ارزیابی شد. بسته "درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد" در ۸ جلسه ۹۰ دقیقهای برای گروه مداخله اجرا گردید. دادهها با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس نسخه ۲۲ تحلیل شد.
یافتهها: میزان راهبردهای منفی تنظیم هیجان، راهبردهای مثبت تنطیم هیجان و نگرانی از تصویر بدن قبل از مداخله در گروه مداخله به ترتیب ۰۷/۵۰، ۳۳/۳۲ و ۵۳/۸۱ و در گروه کنترل به ترتیب ۶۰/۴۹، ۴۰/۳۳، ۲۰/۸۱ بود که اختلاف معناداری مشاهده نشد. بعد از مداخله میزان راهبردهای منفی تنظیم هیجان، راهبردهای مثبت تنطیم هیجان و نگرانی از تصویر بدن در گروه مداخله به ترتیب ۴۷/۲۸، ۰/۵۶ و ۱۳/۶۹ و در گروه کنترل به ترتیب ۵۳/۴۹، ۴۰/۳۳ و ۴/۸۳ شد که اختلاف معناداری نشان داده شد (۰۱/۰ ≤ P).
نتیجه گیری: "درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد" باعث کاهش راهبردهای منفی و افزایش راهبردهای مثبت تنظیم شناختی هیجان میشود. همچنین یافتهها نشان داد که نگرانی از تصویر بدن در اثر درمان کاهش مییابد. لذا استفاده از این روش درمانی برای بهبود اختلال پرخوری روانی و تنظیم هیجان این افراد توصیه میگردد.
سید ایمان ایرانمنش، مهرداد ثابت، محمدرضا بلیاد، بیوک تاجری،
دوره ۱۱، شماره ۲ - ( ۱-۱۴۰۱ )
چکیده
مقدمه: عزت نفس پایین و تصویر بدنی نه چندان مطلوب موجب می شود بیماران مبتلا به بیماری های پوستی از جرأت ورزی کافی برخوردار نباشند و از روابط اجتماعی اجتناب کنند. هدف مطالعه حاضر تعیین اثربخشی آموزش "مهارت های جرأت مندی و ارتباط مؤثر" بر عزت نفس و ارتباط با خود در افراد مبتلا به بیماری های مزمن پوستی است.
روش کار: روش مطالعه حاضر نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل افراد مبتلا به بیماری های مزمن پوستی پسوریازیس، ویتیلیگو و آلوپسیا مراجعه کننده به ۲ کلینیک پزشکی پوستی واقع در تهران و بیمارستان رسول اکرم در شهر تهران در سال ۱۳۹۸ بودند. از میان آن ها ۳۸ فرد داوطلب واجد شرایط به صورت در دسترس وارد مطالعه شدند و با انتساب تصادفی ساده در ۲ گروه آموزش "مهارت جرأت مندی و ارتباط مؤثر" و کنترل قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه جمعیت شناختی، "سیاهه عزت نفس کوپر اسمیت" (Cooper Smith Self-Esteem Inventory) و "پرسشنامه ارتباطات چند بعدی بدن-خود" Multidimensional Body Self-)Relations Questionnaire) بود. روایی محتوای ابزارها به روش کیفی و پایایی به روش همسانی درونی با محاسبه ضریب آلفا کرونباخ اندازه گیری شد. پس از اجرای ۸ جلسه آموزش برای گروه مداخله، داده ها جمع آوری شد. داده ها در نرم افزار اس پی اس اس نسخه ۲۴ تحلیل شد.
یافته ها: در پژوهش حاضر اثر تعاملی گروه بر زمان بر مولفه های ارتباط بدن با خود (۰۱۹/۰=P، ۲۱/۴=F)، بخشهای سطح بدن (۰۲۶/۰=P، ۸۵/۳=F) و خود طبقه بندی وزن (۰۱۵/۰=P، ۴۷/۴=F) در سطح ۰۵/۰ معنادار بود. اثر تعاملی گروه بر زمان بر مولفه های عزت نفس عمومی (۰۰۲/۰=P، ۶۸/۶=F)، عزت نفس خانه- والدین (۰۰۴/۰=P، ۵۲/۶=F) و عزت نفس اجتماعی (۰۰۱/۰=P، ۰۱/۷ =F) در سطح ۰۱/۰ معنادار بود.
نتیجه گیری: آموزش "مهارت های جرأت مندی و ارتباط مؤثر" بر عزت نفس و ارتباط بدن با خود در افراد مبتلا به بیماری های مزمن پوستی پسوریازیس، ویتیلیگو و آلوپسیا مراجعه مؤثر است. لذا آموزش "مهارت های جرأت مندی و ارتباط مؤثر" برای افراد دچار بیماری های پوستی پیشنهاد می شود.
شیما محمدی زرغان، فرهاد جمهری، فریبرز درتاج، نورعلی فرخی،
دوره ۱۱، شماره ۳ - ( ۳-۱۴۰۱ )
چکیده
مقدمه: زمانی که اعضای خانواده نسبت به خود و دیگران شفقت نشان می دهند، نسبت به ظاهر جسمانی خود تصویر بدن مثبت و عاری از سرزنش و انتقاد شکل می دهند. هدف پژوهش حاضر تعیین الگوی ساختاری همبستگی بین انطباق و انسجام خانواده با نگرانی تصویر بدن با نقش میانجیگر کمال گرایی و شفقت خود در ساکنان شهر تهران بود.
روش کار: روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمام ساکنان شهر تهران در سال ۱۳۹۹ بود که از میان آن ها ۶۵۴ تن ساکن شهر تهران به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه جمعیت شناختی، "مقیاس ارزشیابی انطباق و انسجام خانواده" (Family Adaptability and Cohesion Evaluation Scale)، "سیاهه نگرانی تصویر بدن" (Body Image Concern Inventory)، "مقیاس کمالگرایی چندبعدی" (Multidimensional Perfectionism Scale)، "مقیاس شفقت خود" (Self-Compassion Scale) و استفاده شد. روایی ابزارها با استفاده از روایی محتوا به روش کیفی و پایایی به روش همسانی درونی با محاسبه ضریب آلفاکرونباخ اندازه گیری شد. برای تحلیل داده ها از الگوی معادلات ساختاری و نرم افزارهای اس پی اس اس ۲۴ و آموس نسخه ۲۴ استفاده شد.
یافته ها: ضریب مسیر بین انطباق و انسجام خانواده و نگرانی تصویر بدن به واسطه کمالگرایی (۰۱/۰>p، ۲۰۹/۰-=β) و به واسطه شفقت خود (۰۱/۰>p، ۱۵۸/۰-=β) منفی و در سطح ۰۱/۰ معنادار بود.
نتیجه گیری: کمال گرایی و شفقت خود همبستگی بین انطباق و انسجام خانواده با نگرانی تصویر بدن را به صورت منفی و معنادار میانجیگری میکنند. لذا پیشنهاد می شود کارگاه های آموزشی جهت آموزش کمال گرایی مثبت و سازگارانه و همین طور شفقت خود برای ساکنان شهر تهران برگزار شود.
پریا زرکش، سارا هاشمی،
دوره ۱۳، شماره ۳ - ( ۲-۱۴۰۳ )
چکیده
مقدمه: میزان پذیرش و عمل افراد در پدیدآیی تصویر بدن و رفتارهای ارتقادهنده سلامت در افراد تأثیرگذار است. هدف پژوهش حاضر پیش بینی سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت براساس پذیرش و عمل با میانجیگری نگرانی تصویر بدنی در زنان مبتلا به چاقی بود.
روش کار: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر را زنان با شاخص توده بدنی بالاتر از ۳۰ مراجعه کننده به کلینیک های لاغری منطقه یک شهر تهران در سال ۱۴۰۲ تشکیل می دادند. از میان آن ها به روش نمونه گیری غیر تصادفی و دردسترس، ۲۴۵ تن انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه جمعیت شناختی، "نیمرخ ﺳﺒﻚ زﻧﺪﮔﻲ ارﺗﻘﺎءدﻫﻨﺪه ﺳﻼﻣتی" (Health-Promoting Lifestyle Profile)، "پرسشنامه پذیرش و عمل- نسخه دوم" (Acceptance and Action Questionnaire–II) و "سیاهه نگرانی تصویر بدن" (Body Image Concern Inventory) استفاده شد. روایی ابزارها با استفاده از روایی محتوا به روش نسبت روایی محتوا و پایایی به روش همسانی درونی با محاسبه ضریب آلفاکرونباخ اندازه گیری شد. داده ها با نرم افزار اس پی اس اس ۲۴ و آموس نسخه ۲۴ تحلیل شد.
یافته ها: پذیرش و عمل (۲۵۲/۰-=β، ۰۰۱/۰=P) سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت در زنان مبتلا به چاقی را پیش بینی می کنند. نگرانی تصویر بدن رابطه بین پذیرش و عمل (۰۸۳/۰-=β، ۰۰۱/۰=P) با سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت در زنان مبتلا به چاقی را میانجیگری می کند.
نتیجه گیری: سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت براساس پذیرش و عمل با میانجیگری نگرانی تصویر بدنی در زنان مبتلا به چاقی پیش بینی می شود. لذا به متخصصان سلامت پیشنهاد می شود در درمان چاقی و ارتقای سلامت در زنان چاق بر پذیرش و عمل و تظاهرات آن ها از جمله تصویر بدن تمرکز کنند.
غلامحسین نیافر، لیلا مقتدر، سامره اسدی مجره، بتول مهرگان،
دوره ۱۳، شماره ۴ - ( ۷-۱۴۰۳ )
چکیده
مقدمه: پرخوری عصبی یکی از مشکلات شایع در بین زنان است که موجب تغییر قابل توجهی در سبک زندگی و سلامت بدنی و روانی فرد خواهد شد. لذا پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی واکنش پذیری هیجانی بین شفقت خود و نگرانی تصویر بدن با پرخوری عصبی در دانشجویان زن دانشگاه های آزاد استان گیلان است.
روش کار: روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری این مطالعه کلیه دانشجویان زن با پرخوری عصبی شاغل به تحصیل دانشگاههای آزاد استان گیلان در نیمسال دوم تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ بودند. ۲۵۴ تن از دانشجویان که براساس "مقیاس پرخوری عصبی" ۱۸ تا ۴۸ را کسب کرده بودند به عنوان افراد دارای پرخوری عصبی به روش غیرتصادفی و هدفمند انتخاب شدند. دادههای با پرسشنامه جمعیت شناختی، "مقیاس واکنشپذیری هیجانی" (Emotion Reactivity Scale) ، "مقیاس شفقت خود- فرم کوتاه " (Self-Compassion Scale – Short Form)، "سیاهه نگرانی تصویر بدنی" (Body Image Concern Inventory)، و "مقیاس پرخوری عصبی" (Binge Eating Scale) جمعآوری شد. روایـی ابزارهـا بـه روش کیفـی و پایایـی بـه روش همسـانی درونـی بـا محاسـبه ضریـب آلفـا کرونبـاخ انجام شـد. تحلیل داده ها در نرم افزار های اس پی اس اس ۲۴ و آموس ۲۴ انجام شد.
یافتهها: الگوی پیشنهادی بر اساس شاخص های برازندگی از برازش مناسب برخوردار است (۰۶۵/۰= RMSEA). علاوه بر این، شفقت خود با نگرانی از تصویر بدن همبستگی منفی، مستقیم و معنادار (۳۰۶/۰- = β)، واکنش پذیری هیجانی با نگرانی از تصویر بدن همبستگی مثبت، مستقیم و معنادار دارد (۵۵۵/۰= β). همچنین شفقت خود با واکنش پذیری هیجانی (۳۶۵/۰-=β) همبستگی مستقیم، منفی و معنادار دارد. نتایج آزمون بوتاسترپ نشان داد که شفقت خود با نقش میانجی واکنش پذیر هیجانی با نگرانی از تصویر بدن (۲۰۳/۰-=β) همبستگی منفی، غیرمستقیم و معنادار دارد. لذا واکنشپذیری هیجانی بین این ۲ متغیر نقش میانجی دارد (۰۵/۰> P).
نتیجهگیری: شفقت خود و نگرانی تصویر بدن بصورت مستقیم، غیر مستقیم و منفی به واسطه واکنش پذیری هیجانی بانشانه های پرخوری عصبی دانشجویان همبستگی معناداری دارد. لذا برگزاری دوره های آموزشی در جهت ارتقای مهارت شفقت به خود، و پرداختن به واکنش پذیری هیجانی و مدیریت نگرانی تصویر بدن برای دانشجویان با پرخوری عصبی، پیشنهاد می شود .